هوش مصنوعی دیگر فقط یک ابزار جداگانه برای تولید تصویر یا حذف یک Object نیست. در ویژوال افکت، AI کمکم دارد وارد خودِ Workflow تولید میشود؛ جایی که Nuke، Maya، Blender و دیگر ابزارهای حرفهای در کنار مدلهای مختلف AI کار میکنند.
اما اینجا یک سؤال مهم شکل میگیرد:
اگر چند ابزار AI مختلف داشته باشیم، چطور میتوانیم آنها را به یک Workflow واقعی در تولید VFX تبدیل کنیم؟
اینجاست که مفهوم AI Orchestration و پلتفرمهایی مثل Griptape اهمیت پیدا میکنند.
برای کاربران Nuke، موضوع حتی جالبتر است؛ چون Foundry در فوریه ۲۰۲۶ خرید Griptape را تکمیل کرد و از آن بهعنوان بخشی از مسیر توسعه AI در محصولات و Workflowهای حرفهای خود یاد کرده است.
اما Griptape دقیقاً چیست؟ چرا Foundry آن را خرید؟ و مهمتر از همه، این اتفاق برای هنرمندان VFX و کاربران Nuke چه معنایی دارد؟
AI در VFX از ابزارهای جداگانه به Workflow میرسد
امروز یک Artist میتواند برای کارهای مختلف از ابزارهای AI استفاده کند:
- حذف یک Object از تصویر
- ساخت Mask
- کمک به Roto
- تولید تصویر
- ساخت Texture
- Upscaling
- پاکسازی تصویر
- تجزیه و تحلیل Shot
هرکدام از این کارها ممکن است با یک ابزار یا مدل متفاوت انجام شود.
مشکل زمانی شروع میشود که بخواهیم چند مورد از این قابلیتها را پشت سر هم در یک Workflow استفاده کنیم.
مثلاً فرض کنید یک Shot دارید که در آن باید یک Object حذف شود. ممکن است لازم باشد ابتدا Object شناسایی شود، بعد Mask ساخته شود، سپس عملیات AI روی آن انجام شود و در نهایت نتیجه وارد Nuke شود تا Compositor آن را بررسی و اصلاح کند.
در چنین شرایطی، دیگر فقط داشتن یک مدل AI مهم نیست.
نحوه اتصال این ابزارها به یکدیگر اهمیت پیدا میکند.
به زبان ساده، AI Orchestration یعنی اینکه ابزارها و مدلهای مختلف AI بتوانند بهجای کار کردن بهصورت جزیرهای، در قالب یک Workflow مشخص با یکدیگر کار کنند. Foundry نیز Griptape را دقیقاً در همین فضای Orchestration معرفی میکند.
Griptape چیست؟
اول از همه یک نکته مهم:
Griptape خودش یک مدل AI نیست.
یعنی قرار نیست آن را در کنار مدلهایی مثل یک Image Generation Model یا Video Model قرار دهیم و بگوییم Griptape خودش تصویر تولید میکند.
Griptape بیشتر شبیه یک محیط برای ساخت و هماهنگ کردن Workflowهای AI است.
یکی از بخشهای مهم آن Griptape Nodes است؛ یک رابط Node-based که به Artist اجازه میدهد قابلیتها و مدلهای مختلف را به شکل Workflow کنار هم قرار دهد، بدون اینکه برای ساخت Workflow مجبور باشد کدنویسی کند.
اگر با Nodeها در Nuke یا دیگر نرمافزارهای VFX کار کرده باشید، ایده کلی آن بسیار آشناست:
یک Node کاری را انجام میدهد → خروجی آن به Node بعدی میرود → چند Node با هم یک Workflow میسازند.
تفاوت اینجاست که در Griptape این Nodeها میتوانند به مدلها و قابلیتهای مختلف AI متصل شوند.
چرا Foundry، Griptape را خرید؟
Foundry در ۱۸ فوریه ۲۰۲۶ اعلام کرد که خرید Griptape را تکمیل کرده است.
این اتفاق را باید در ادامه مسیر AI شرکت Foundry دید؛ مسیری که پیش از این با فناوریهایی مثل CopyCat در Nuke نیز دنبال شده بود.
اما Griptape یک تفاوت مهم دارد.
CopyCat بیشتر به یک قابلیت مشخص Machine Learning در محیط Nuke مربوط میشود، در حالی که Griptape میتواند دامنه بسیار وسیعتری از مدلها، Workflowها و ابزارهای AI را به یکدیگر متصل کند.
خود Foundry هدف از این خرید را توسعه قابلیتهای AI و امکان هماهنگ کردن مدلها و Agentهای مختلف در Workflowهای حرفهای و متصل به ابزارهای Foundry عنوان کرده است.
به همین دلیل، برای یک کاربر Nuke این خرید فقط به معنی «یک Feature جدید برای Nuke» نیست.
موضوع بزرگتر این است که:
AI میتواند به بخشی از Workflow خودِ Nuke و محیط تولید VFX تبدیل شود.
Griptape در دنیای Nuke چه میکند؟
اینجا یکی از جالبترین قسمتهای داستان شروع میشود.
تصور کنید یک TD یا Pipeline Artist یک Workflow پیچیده AI ساخته است.
این Workflow ممکن است چند مرحله داشته باشد:
Input → تحلیل تصویر → ساخت Mask → پردازش AI → اصلاح → خروجی
لازم نیست تمام این پیچیدگی مستقیماً جلوی چشم Compositor باشد.
Workflow میتواند به شکلی آماده شود که Artist در نهایت با یک ابزار ساده داخل Nuke کار کند.
مستندات رسمی Griptape در حال حاضر امکان انتشار یک Workflow بهصورت versioned `.gizmo` برای Nuke را توضیح میدهند. یعنی Workflow ساختهشده میتواند به یک ابزار قابل استفاده در محیط Nuke تبدیل شود.
این ایده برای VFX بسیار مهم است.
چون در نهایت Artist میتواند با یک ابزار مشخص کار کند، بدون اینکه لازم باشد بداند پشت آن چه تعداد Model یا مرحله AI قرار گرفته است.

چند کاربرد واقعی Griptape برای VFX Artists
حالا از بحث تئوری فاصله بگیریم و ببینیم این موضوع برای یک Artist چه کاربردی میتواند داشته باشد.
Object Removal و Cleanup
یکی از واضحترین کاربردها، حذف Object از تصویر است.

فرض کنید یک Object ناخواسته در Shot دارید:
- یک کابل
- یک وسیله اضافی در Set
- یک لوگو
- یک شخص در پسزمینه
- یا بخشی از محیط که باید حذف شود
بهجای اینکه تمام مراحل مختلف را بهصورت دستی و جداگانه انجام دهید، یک Workflow AI میتواند بخشی از این کار را انجام دهد.
مثلاً:
Plate → تشخیص Object → Mask → AI Cleanup → خروجی → Nuke
و بعد Artist نتیجه را داخل Nuke بررسی و در صورت نیاز اصلاح میکند.
این آخرین قسمت بسیار مهم است:
AI نتیجه را تولید میکند؛ Artist درباره قابل قبول بودن نتیجه تصمیم میگیرد.
Roto و Mask Generation
Roto یکی از کارهایی است که در بسیاری از Shotها میتواند زمان زیادی بگیرد.
AI میتواند در برخی Workflowها برای پیدا کردن سوژه، ایجاد Mask یا آمادهسازی اولیه آن کمک کند.
در این حالت Griptape میتواند چند مرحله را در یک Workflow کنار هم قرار دهد و خروجی را به مرحله بعدی برساند.
یعنی بهجای اینکه Artist بین چند ابزار مختلف جابهجا شود، بخشی از فرآیند میتواند به یک ابزار یا Workflow تبدیل شود.
Image Generation
Image Generation نیز میتواند بخشی از یک Workflow بزرگتر باشد.
مثلاً یک Workflow میتواند از یک تصویر مرجع شروع شود، آن را پردازش کند، یک تصویر جدید تولید کند و نتیجه را برای مرحله دیگری آماده کند.
نکته مهم این است که Griptape لزوماً خودش مدل تولید تصویر نیست؛ بلکه میتواند Workflow را به مدل یا سرویس مناسب متصل کند.
Texture و Material
برای CG و Animation، تولید یا اصلاح Texture نیز یکی از زمینههای جالب استفاده از AI است.
فرض کنید Artist یک تصویر مرجع دارد و میخواهد از آن برای ساخت Texture یا Variationهای مختلف استفاده کند.
یک Workflow میتواند مراحل مختلف تولید، اصلاح، Upscale و آمادهسازی خروجی را پشت سر هم قرار دهد.
Upscaling و Image Processing
Upscaling هم میتواند بخشی از یک Workflow باشد.
مثلاً خروجی یک مرحله AI ابتدا تولید شود، سپس با ابزار مناسب Upscale شود و بعد برای استفاده در Nuke یا مرحله دیگری آماده شود.
مزیت اصلی اینجا این است که Upscaling دیگر لزوماً یک مرحله کاملاً جدا از بقیه فرآیند نیست.
Shot Analysis
AI فقط برای تولید تصویر نیست.
میتواند برای بررسی و تحلیل تصویر نیز استفاده شود.
در آینده میتوان Workflowهایی داشت که اطلاعاتی درباره Shot استخراج کنند، سوژهها را شناسایی کنند یا برای مراحل بعدی اطلاعات اولیه تولید کنند.
اینجاست که مفهوم AI Workflow از یک «دکمه Generate» بسیار جالبتر میشود.
یک مثال واقعی؛ از Plate تا Cleanup در Nuke
فرض کنیم یک Compositor یک Shot دارد که باید یک Object از آن حذف شود.
Workflow میتواند چیزی شبیه این باشد:
Plate
↓
Object Detection
↓
Mask Generation
↓
AI Object Removal
↓
Nuke
↓
Artist Review & Cleanup
در اینجا چند فناوری مختلف ممکن است درگیر باشند.
اما Artist لازم نیست همه آنها را بهصورت جداگانه مدیریت کند.
ایده Griptape این است که چنین قابلیتهایی بتوانند در قالب یک Workflow به هم متصل شوند.
در نتیجه، بهجای اینکه بگوییم:
«من چند ابزار AI دارم.»
میتوانیم بگوییم:
«من یک Workflow دارم که برای این نوع Shot ساخته شده است.»
این تفاوت کوچکی به نظر میرسد، اما برای Production اهمیت زیادی دارد.
Griptape و Gizmo در Nuke
اگر با Nuke کار کرده باشید، مفهوم Gizmo برایتان آشناست.
Gizmo را میتوان به زبان ساده یک ابزار قابل استفاده مجدد در Nuke در نظر گرفت که میتواند بخشی از پیچیدگی یک فرآیند را پشت یک Interface قابل استفاده قرار دهد.
Griptape میتواند Workflow را به یک Gizmo نسخهبندیشده برای Nuke تبدیل کند. مستندات رسمی Griptape همچنین امکان اجرای یک Nuke Script موجود در قالب یک Workflow را توضیح میدهند؛ یعنی Nuke میتواند خودش به یکی از اجزای Workflow بزرگتر تبدیل شود.
برای Artist، نتیجه میتواند بسیار ساده باشد:
یک ابزار جدید داخل Nuke → چند کنترل مشخص → اجرای یک Workflow AI.
در پشت صحنه ممکن است اتفاقات بسیار بیشتری در حال رخ دادن باشد.
اما لازم نیست تمام آن پیچیدگی به Artist منتقل شود.
و این دقیقاً یکی از ایدههای مهم در استفاده حرفهای از AI است:
پیچیدگی Workflow میتواند پشت ابزار باقی بماند.
Griptape در برابر ComfyUI
اگر با AI در حوزه تصویر و Video کار کرده باشید، احتمالاً نام ComfyUI را هم دیدهاید.
در نگاه اول، شباهت زیادی بین ComfyUI و Griptape وجود دارد؛ هر دو میتوانند از Nodeها برای ساخت Workflow استفاده کنند.

اما برای یک Artist بهتر است تفاوت را اینطور ببینیم:
ComfyUI محیط بسیار قدرتمندی برای ساخت و اجرای Workflowهای AI است.
Griptape میتواند یک لایه گستردهتر برای هماهنگ کردن Workflowها، مدلها، Agentها و ابزارهای Production باشد.
بنابراین سؤال لزوماً این نیست که:
«Griptape بهتر است یا ComfyUI؟»
سؤال جالبتر این است:
«هرکدام در کدام قسمت از Workflow به کار میآیند؟»
حتی میتوان تصور کرد که یک Workflow ساختهشده با یک ابزار AI، خودش به یکی از اجزای یک Workflow بزرگتر تبدیل شود.
برای مثال، یک بخش از Workflow میتواند با ComfyUI انجام شود و بخش دیگری در Nuke یا ابزارهای دیگر اجرا شود.
در چنین حالتی، Griptape میتواند نقش هماهنگکننده این مراحل را بر عهده بگیرد.
Griptape در برابر CopyCat
این مقایسه برای کاربران Nuke حتی مهمتر است.
CopyCat یک فناوری Machine Learning در Nuke است که برای ساخت مدلهای اختصاصی برای وظایف مشخص پردازش تصویر استفاده میشود.
Griptape مسئله گستردهتری را هدف میگیرد.
اگر CopyCat را یک ابزار تخصصی برای ساخت یک قابلیت ML در محیط Nuke در نظر بگیریم، Griptape بیشتر به اتصال و هماهنگی قابلیتهای مختلف AI در Workflow مربوط میشود.
بنابراین این دو الزاماً جایگزین یکدیگر نیستند.
حتی میتوان تصور کرد که یک Studio از یک مدل یا Workflow تخصصی در Nuke استفاده کند و در کنار آن، Griptape را برای اتصال آن Workflow به ابزارها و قابلیتهای دیگر به کار بگیرد.
آیا Griptape فقط برای Nuke است؟
نه.
Nuke برای CinemaEngineer و برای فضای VFX اهمیت ویژهای دارد، اما Griptape به Nuke محدود نمیشود.
Foundry در حال حاضر از امکان اتصال Griptape به ابزارهایی مانند Nuke، Maya و Blender, Katana و Mari و همچنین سیستمهای Production Management مانند Flow Production Tracking صحبت میکند.
یعنی در یک Workflow بزرگتر، ممکن است:
- اطلاعات Shot از سیستم Production دریافت شود.
- یک Asset در Maya یا Blender پردازش شود.
- یک مرحله AI اجرا شود.
- نتیجه به Nuke برسد.
- Artist آن را بررسی کند.
- نسخه جدید Shot ثبت شود.
اینجاست که مفهوم Orchestration خودش را نشان میدهد.
AI دیگر فقط داخل یک نرمافزار قرار نگرفته؛ بلکه میتواند بین بخشهای مختلف Production حرکت کند.
Agentها چه چیزی را تغییر میدهند؟
تا اینجا بیشتر درباره Workflow صحبت کردیم.
یعنی یک مسیر مشخص داریم:
مرحله ۱ → مرحله ۲ → مرحله ۳ → مرحله ۴
اما AI Agent میتواند مفهوم متفاوتی داشته باشد.
بهجای اینکه همه مراحل از قبل کاملاً مشخص باشند، Agent میتواند یک هدف را دریافت کند و بر اساس ابزارهایی که در اختیار دارد، مراحل مورد نیاز را انتخاب و اجرا کند.
مثلاً تصور کنید به یک سیستم بگویید:
این Shot را برای AI-assisted Cleanup آماده کن.
در یک Workflow پیشرفته، سیستم میتواند بتواند Shot را بررسی کند، اطلاعات لازم را پیدا کند، ابزار مناسب را انتخاب کند و نتیجه را برای مرحله بعد آماده کند.
این به معنی آن نیست که Artist لزوماً از فرآیند حذف میشود؛ اما AI میتواند بخشی از وظایف اجرایی و تکراری را خودکار کند و میزان دخالت مستقیم Artist را در بعضی مراحل کاهش دهد.
در VFX حرفهای، تصمیمگیری درباره اینکه یک نتیجه از نظر بصری، فنی و خلاقانه برای Shot مناسب است، همچنان اهمیت دارد. با این حال، بسته به نوع پروژه و میزان اتوماسیون، مرز میان کارهایی که AI انجام میدهد و کارهایی که توسط Artist انجام میشود میتواند تغییر کند.
پس Griptape دقیقاً چه چیزی را تغییر میدهد؟
شاید بهترین راه برای درک موضوع این باشد که سه مرحله را کنار هم بگذاریم.
AI Tool:
یک کار مشخص انجام میدهد.
AI Workflow:
چند کار را پشت سر هم قرار میدهد.
AI Orchestration:
این Workflowها را به ابزارها و محیط بزرگتر Production متصل میکند.
در نتیجه، Griptape را نباید صرفاً بهعنوان «یک ابزار دیگر برای AI» دید.
جذابیت اصلی آن زمانی مشخص میشود که AI بخشی از Workflow واقعی تولید باشد.

آینده VFX؛ وقتی AI بخشی از Workflow میشود
احتمالاً یکی از مهمترین تغییرات سالهای آینده این نخواهد بود که یک مدل AI جدید چند درصد بهتر تصویر تولید میکند.
تغییر بزرگتر میتواند این باشد که AI چگونه وارد Workflow روزمره Artist شود.
تصور کنید چند سال بعد یک Compositor دیگر لازم نباشد برای هر عملیات ساده بین چند ابزار مختلف جابهجا شود.
ممکن است در Nuke یک ابزار داشته باشد که پشت آن چند مدل و چند مرحله AI قرار گرفته باشد.
ممکن است یک Workflow برای Cleanup، Workflow دیگری برای Roto و Workflow دیگری برای Texture Generation وجود داشته باشد.
و حتی ممکن است Agentها بتوانند بخشی از مراحل آمادهسازی و اجرای این Workflowها را انجام دهند.
از دید Artist، همه این اتفاقات میتواند بسیار ساده به نظر برسد:
یک ابزار → چند کنترل → نتیجه.
اما پشت این Interface ساده، ممکن است یک زنجیره کامل از مدلها و Workflowهای AI در حال اجرا باشد.
این همان نقطهای است که AI از یک Feature جداگانه به بخشی از Workflow تولید تبدیل میشود.
جمعبندی
Griptape یک AI Model نیست و قرار نیست جای Nuke را بگیرد.
ایده اصلی آن این است که بتواند مدلها، قابلیتها و Workflowهای مختلف AI را در کنار ابزارهای Production به یکدیگر متصل کند.
خرید Griptape توسط Foundry در فوریه ۲۰۲۶ اهمیت این موضوع را برای دنیای VFX بیشتر کرده است؛ مخصوصاً به دلیل ارتباط مستقیم آن با ابزارهایی مانند Nuke و دیگر نرمافزارهای مورد استفاده در Production.
برای یک Artist، مهمترین بخش داستان شاید این باشد که AI دیگر لزوماً یک برنامه جداگانه نیست که فقط برای یک کار مشخص بازش کنیم.
میتواند تبدیل به بخشی از همان Workflowای شود که هر روز در Nuke و دیگر ابزارهای VFX با آن کار میکنیم.
از Object Removal و Roto گرفته تا Generation، Texture، Upscaling و Shot Analysis، قابلیتهای AI میتوانند در قالب Workflowهای قابل استفاده مجدد در اختیار Artist قرار بگیرند.
و این شاید مهمترین تغییری باشد که Griptape و رویکرد Foundry به AI نشان میدهند:
آینده AI در VFX فقط درباره مدلهای قدرتمندتر نیست؛ درباره این است که این مدلها چگونه وارد Workflow واقعی هنرمندان میشوند.
سؤالات متداول
Griptape چیست؟
Griptape یک پلتفرم AI Orchestration است که برای ساخت و هماهنگ کردن Workflowهای AI و اتصال آنها به ابزارها و محیطهای Production طراحی شده است. Griptape Nodes نیز یک رابط Node-based برای ساخت Workflowهای AI ارائه میکند.
آیا Griptape خودش یک مدل AI است؟
خیر. Griptape یک مدل AI نیست؛ بلکه برای اتصال و هماهنگ کردن مدلها، Workflowها و قابلیتهای مختلف AI استفاده میشود.
Griptape چه ارتباطی با Nuke دارد؟
Griptape Nodes دارای Library مخصوص Nuke است و میتواند Workflowها را به شکل Gizmoهای نسخهبندیشده برای Nuke منتشر کند. همچنین امکان اجرای Nuke Script در قالب بخشی از یک Workflow نیز وجود دارد.
آیا Griptape جایگزین Nuke است؟
خیر. Nuke همچنان محیط Compositing است. Griptape میتواند Workflowهای AI را به Nuke و دیگر بخشهای Production متصل کند.
تفاوت Griptape و ComfyUI چیست؟
هر دو میتوانند از Node-based Workflow استفاده کنند، اما تمرکز آنها یکسان نیست. ComfyUI بیشتر به ساخت و اجرای Workflowهای AI شناخته میشود، در حالی که Griptape روی Orchestration و اتصال Workflowها، مدلها و ابزارهای Production تمرکز دارد.
تفاوت Griptape و CopyCat چیست؟
CopyCat برای ساخت و استفاده از مدلهای اختصاصی Machine Learning در Nuke طراحی شده است، در حالی که Griptape دامنه گستردهتری برای هماهنگ کردن مدلها، Workflowها و ابزارهای مختلف AI دارد.
آیا Griptape فقط برای هنرمندان Nuke است؟
خیر. Foundry از اتصال Griptape به Nuke، Maya، Blender و سیستمهایی مانند Flow Production Tracking صحبت میکند. بنابراین کاربرد آن میتواند فراتر از Compositing باشد.
آیا Griptape جای Artist را میگیرد؟
Griptape میتواند بخشی از وظایف اجرایی و تکراری را خودکار و هماهنگ کند و در بعضی پروژهها میزان کار مستقیم Artist را کاهش دهد. اما در Production حرفهای، ارزیابی نتیجه، انتخاب رویکرد مناسب و تصمیمگیریهای نهایی خلاقانه و فنی همچنان اهمیت دارند. میزان دخالت انسان نیز میتواند بسته به نوع پروژه و سطح اتوماسیون متفاوت باشد.



نوشتن دیدگاه